حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

74

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

5 طاسين نقطه 1 . بهتر از اين اشاره كردن به نقطه‌هاست . و آن اصلى است كه كم و زياد نمىشود و از بين نمىرود . 2 . منكر در دايره بيرونى باقى ماند . هنگامى كه مرا نمىديد ، حال مرا انكار كرد . و مرا زنديق ناميد . و بر من سنگ انداخت . 3 . دايره دوم پنداشت كه من عالم ربّانى هستم . 4 . آن كس كه به دايره سوم رسيد پنداشت كه من مشتاقم . 5 . و آن كس كه به دايره حقيقت رسيد ، فراموش كرد و از ديدگانم ناپديد شد . 6 . « كَلَّا لا وَزَرَ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ » « 1 » 7 . به خبر پناه برد ، به پناهگاه گريخت . از شعله‌هاى آتش ترسيد . گمراه شد و خويشتن را به خطر انداخت . 8 . مرغى از مرغان صوفيان را ديدم ، دو بال داشت « 2 » . هنگامى كه از پرواز باز ماند ، مقام مرا انكار كرد . 9 . از من دربارهء صفا پرسيد ؟ گفتم : بالهايت را با قيچى فنا ببر و گرنه در پى من نباش . 10 . گفت : به كمك بالهايم به سوى معشوق پرواز مىكنم . پس به او گفتم : واى بر تو ! « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » « 3 » و در اين هنگام در درياى فهمم افتاد و غرق شد « 4 » . 11 . و تصوير فهم اين است . ( شكل شماره 2 ) 12 . نقطهء اول ، افكار فهم است . يكى حق است و ديگرى باطل : با چشم دل ، پروردگارم را ديدم .

--> ( 1 ) . قيامت ، آيه 13 - 11 ؛ هرگز پناهگاهى نيست . قرارگاه همه در اين روز نزد پروردگار توست . در اين روز آدمى را از هرچه پيشاپيش فرستاده و بعد از خويش گذاشته است خبر مىدهد . ( 2 ) . منظور دو بال « همت » و « حالت » صوفى است . ( 3 ) . شورى ، آيه 11 ؛ هيچ چيز مانند او نيست و اوست كه شنوا و بيناست . ( 4 ) . منظور اين است كه هيچ كسى نمىتواند جز در خدا و از طريق خدا بشناسد .